Meta tags:
description= ققنوس برزخی - عاشقانه عاشقانه هایم را خواهم نوشت;
Headings (most frequently used words):
نوشته, های, عاشقانه, را, عکس, جدید, ها, عشق, است, پاییز, به, نام, ققنوس, برزخی, هایم, خواهم, نوشت, احساسی, دلنوشته, زندگی, زیبا, جدیدترین, دل, متن, سال, اونِـــمی, دانـَد, وقـــتی, نیستـــ, گاهی, خراب, کردن, پل, چیز, بدی, نسیت, سوزان, قیامت, اهمیت, تنها, بودن, تفکر, در, تنهایی, تنهايي, آشيانه, تفكر, کاش, میشد, چشمانم, می, بستم, چیست, تموم, خنده, هام, شده, لبخند, رو, لب, هات, تردید, بچها, یادتون, نره, منو, لینک, کنید, خدایا, اینجا, ختم, کلمه, خدای, من, از, قدیم, گفته, اند, دختری, ایران, ادعای, اسمـش, تقصیـر, قبله, یابی, با, تلنگر, پیشین, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
شده (34), نوشته (33), است (31), این (27), نمی (26), ۱۳۹۲ (24), ققنوس (22), برزخی (22), ساعت (21), توسط (21), بود (21), های (20), دست (17), دوباره (17), دیگر (17), کردم (17), باشد (16), اگر (16), تنها (15), خیلی (15), نیست (14), پاییز (13), برچسب (13), زندگی (13), برای (13), وقتی (12), بودم (12), خوب (12), عشق (11), کسی (11), کرد (11), خواهم (10), خود (10), اما (10), آنها (10), بعد (10), عاشقانه (9), مصرف (9), مشروب (9), چیزی (9), نام (8), لحظه (8), باد (8), پدرم (8), تریاک (8), باغ (8), کردن (7), تردید (7), کاش (7), مرداد (7), راه (7), روی (7), فکر (7), خدا (7), جایی (7), باید (7), چشم (7), همه (7), داد (7), برد (7), فصل (7), #تنهايي (7), خانه (6), دوستان (6), هایم (6), بار (6), گفتم (6), شود (6), گفت (6), شدم (6), چون (6), خانواده (6), روز (6), گرفته (6), کنم (6), کنگره (6), یاد (6), آمدم (6), برادرانم (6), قرص (6), دوشنبه (6), ماست (6), بودن (5), آشيانه (5), تفكر (5), قبله (5), خراب (5), ادعای (5), شهریور (5), آبان (5), شنبه (5), کند (5), شاید (5), کار (5), تمام (5), کنی (5), آدم (5), صبح (5), دارم (5), دلم (5), ولی (5), برایم (5), ایران (5), انسان (5), وقت (5), خوش (5), خودم (5), مهم (5), دوستانم (5), رفتم (5), باعث (5), دستت (5), سیگار (5), تنهایی (5), برگی (5), گوید (5), شما (5), رفت (5), آوریم (5), رهـــا (5), چیست (4), تلنگر (4), هات (4), میشد (4), حرف (4), رهایی (4), تجربه (4), خدایا (4), هیچ (4), دیدم (4), روزی (4), سال (4), فقط (4), نیستی (4), یعنی (4), گاهی (4), حالا (4), بنویسم (4), بغض (4), پاک (4), داستان (4), خاک (4), اجبار (4), نبود (4), گرم (4), دختر (4), اول (4), ماه (4), چهارشنبه (4), راضی (4), سنگین (4), حال (4), کرده (4), مادرم (4), انجام (4), خوردم (4), اینکه (4), برادر (4), همراه (4), شیره (4), چیز (4), گفته (4), اند (4), اینجا (4), لینک (4), تموم (4), خنده (4), هفتم (4), زیبا (4), باشید (4), عکس (4), پارویت (4), صیدت (4), قایقت (4), شکست (4), شکر (4), سوزان (3), قیامت (3), اهمیت (3), یابی (3), مهر (3), آذر (3), بهمن (3), ۱۳۹۷ (3), پانزدهم (3), همین (3), بیداری (3), دوست (3), نقطه (3), صفر (3), چند (3), قاصدک (3), روزها (3), گذرد (3), مثل (3), خودت (3), آورد (3), لبخند (3), کنیم (3), همچون (3), دانم (3), چرا (3), گویم (3), حرفهای (3), تشکر (3), جمعه (3), دختری (3), مرگ (3), تبدیل (3), هایش (3), قصه (3), نداشت (3), سنت (3), معنای (3), شادی (3), داشت (3), آمد (3), خانم (3), چقدر (3), مرا (3), هنوز (3), کمک (3), چنین (3), کردند (3), گرفتم (3), مواد (3), بلکه (3), تاریکی (3), الان (3), مست (3), نباید (3), دادم (3), بیا (3), امروز (3), متوجه (3), نشدم (3), کشیدم (3), آنقدر (3), شیشه (3), آرامش (3), بدی (3), بگویم (3), خداوندا (3), پناهم (3), گناهی (3), منو (3), کنید (3), آغوش (3), اشک (3), دلت (3), پیش (3), رزان (3), برگ (3), باز (3), پائیز (3), پادشاه (3), خودش (3), خودمان (3), امید (3), خواهد (3), _________________________________________________________ (3), بیست (3), زندگي (3), بیدار (3), خوابتان (3), نداریم (3), نِـــمیدآنـَد (3), وقـــتی (3), سکوت (2), دستنوشته (2), خودکشی (2), وبلاگ (2), سحر (2), هستم (2), تازه (2), وبلاگو (2), انداختم (2), نوشت (2), رفته (2), گویا (2), اشتباه (2), درد (2), آور (2), منتظر (2), قلب (2), آسمان (2), صفحه (2), دستم (2), دلیل (2), اسراف (2), داشتن (2), دکتر (2), آرزوهایت (2), چال (2), آرزوها (2), هایی (2), برایت (2), ماند (2), فراموشی (2), اذان (2), حتی (2), عوض (2), فراموش (2), هست (2), آرزویت (2), آرام (2), هرگز (2), اسمـش (2), تقصیـر (2), رنگ (2), دستانم (2), تنهایم (2), کسانی (2), دیگه (2), بزرگ (2), رمان (2), آزاد (2), پير (2), براي (2), هاي (2), نکردن (2), همان (2), گذشت (2), دانست (2), نور (2), برابر (2), بین (2), پدر (2), گوش (2), کشید (2), منبع (2), امیدوارم (2), زمان (2), تصمیم (2), مریم (2), نیستند (2), مکان (2), مقدس (2), شوند (2), بیایند (2), برسند (2), راهنمای (2), روجا (2), کاری (2), داشتم (2), جناب (2), مهندس (2), قدم (2), زیاد (2), الکل (2), دروغ (2), گفتن (2), وارد (2), دور (2), سفرم (2), حالم (2), محرم (2), کارها (2), حرکت (2), زاده (2), آشنا (2), معتاد (2), خبر (2), کارهایی (2), عصبی (2), خاطر (2), بدهم (2), خوردن (2), رسیده (2), بودند (2), بیشتر (2), زندگیم (2), دوستم (2), اجازه (2), زمزمه (2), کمی (2), یکی (2), اولین (2), برادرم (2), مردم (2), چهارم (2), باشی (2), قدیم (2), حرفی (2), ختم (2), کلمه (2), هشتم (2), بچها (2), یادتون (2), نره (2), یازدهم (2), میروند (2), خالی (2), آغوشی (2), هایِ (2), تلخ (2), ستاره (2), هام (2), فروغ (2), سینه (2), تابستان (2), پشت (2), زمستان (2), خزان (2), باغبان (2), اخوان (2), ثالث (2), جاودان (2), اسب (2), یال (2), افشان (2), زردش (2), آمیز (2), میوه (2), گردونسای (2), اینک (2), خفته (2), تابوت (2), پست (2), لبخندی (2), روید (2), پرتو (2), گرمی (2), تابد (2), بهاری (2), جای (2), تنگ (2), هين (2), العيان (2), جامه (2), سرد (2), چشمانم (2), بستم (2), عمر (2), کوتاه (2), بلند (2), فشار (2), لحظاتي (2), كوتاه (2), يابد (2), فرصت (2), تفکر (2), نماز (2), اید (2), مثلا (2), سریع (2), نظرات (2), واضح (2), رسد (2), طوری (2), موقع (2), آید (2), شرایط (2), شویم (2), نبسته (2), نبســـــته (2), تخــــته (2), پــاره (2), بـــر (2), موج (2), نزدیک (2), نسیت (2), مـی (2), ثـآنـیہ (2), نیستـــ (2), اونِـــمی (2), دانـَد (2), سوم (2), جدیدترین (2), متن (2), لطفا (2), تورَت (2), پاره (2), دریا (2), برگشت (2), غمت (2), نباشد (2), نگو (2), برماست (2), بگو (2), نشکند (2), دلی (2), نشکنی (2), آبرویت (2), نبَرَد (2), آبرویی (2), نبری (2), امیدت (2), نرود (2), ناامید (2), نکنی (2), سرمایه (2), دستانت (2), داری (2), خدایت (2), داریم (2), سازیم (2), خریم (2), خندیم (2), احساسی (2), دلنوشته (2), جدید (2), blogfa, com, خیس, نسیم, شرق, دلشدگان, تاوان, پیوندها, ۱۳۹۱, فروردین, پیشین, عناوین, آرشیو, مطالب, قدیمی, گردان, رویگردانم, الها, گردانم, زخود, یادم, درستی, روى, سوى, كسى, كردم, آسمانها, زمين, آفريده, ايمان, خالصم, مشركان, نيستم, الأنعام, ندای, إِنِّي, وَجَّهْتُ, وَجْهِيَ, لِلَّذي, فَطَرَ, السَّماواتِ, الْأَرْضَ, حَنيفاً, أَنَا, مِنَ, الْمُشْرِكينَ, واین, ودستانی, لرزان, حزنی, تلنگری, قلبی, حزین, منی, حقیقتی, عجین, واقعه, آزرده, تراز, مانیتورم, انگشتان, کیبرد, کامپیوترم, نامانوس, وشاید, دلیلش, عاشق, محبت, علی, شریعتی, آرزوهای, نرسان, بخواهی, نخواهی, ساعاتی, بیشترتا, نمانده, کودکی, آرزوهایم, درگوشش, ساعتی, ببرد, فهمیده, رهگذری, بیش, آیند, روند, عابرند, عابری, جاست, خواب, خلسه, خاکستری, انتخابی, قدرت, صدای, سپیده, نگذاشته, مسیرش, همیشگی, هرچند, تصنعی, دردهایت, پنهان, میکند, آیی, بهتری, توانی, بدهی, برساندش, مانند, زیر, قولش, نزند, دهی, مانده, اوقات, بازی, سرنوشت, رساند, هـی, بگـو, تقدیــر, کـن, نخواهم, چشمان, مادرمان, حسرت, آنم, دگر, کاغذی, قلمی, انچه, هرآنجه, گذشته, بارها, خواستم, عجیبی, تُوتِم, بداند, بفهمد, بخواند, نوشتم, واپسیهای, اندیشه, دیگران, حرفهایشان, زیباست, اوج, نیازی, مونس, نیاز, نوشتن, نیز, پند, گوهر, افکارشان, کلام, زیبایشان, تُوتم, قلبشان, گویند, پنجشنبه, هفدهم, تنهای, خواهش, قبلا, آدرس, شخص, دنبال, پیام, ندن, هجدهم, احساسش, کنار, جمله, اندیشید, روحش, سريعتر, جسمش, ميشد, زنانه, سكوت, حرفي, نمي, نچشیدن, بستنی, رفقا, آفتاب, اعتمادی, خواندن, شعر, پایانی, جرم, جنس, لطیف, محکوم, شلاق, تنش, سنگینی, سرباز, سربازخانه, روح, متروک, اضافه, خدمت, خورد, سیلی, غیرت, فهیمد, غیرتی, نرسیدن, آزار, ناراحتی, دخترک, مغان, سالهای, اولیه, زندگیش, بچه, گانه, سرعت, شناخته, طراوت, روزهای, مدیون, هایشان, حصار, لذت, سفر, نشینی, دوستانش, فدای, بخش, گریه, برایش, حکمی, ارتداد, وظیفه, گذرندان, قوانینی, سیاه, عقده, کجا, دویست, هفتاد, زیبایی, جهان, گشود, پنجره, تلاوت, رسم, اسمش, انتخاب, عضو, سنتی, حساب, مذهب, یدک, راد, همچنین, مرگش, ببیند, دخترش, سخت, بدانند, مادرشان, ببخش, امن, اطلاعی, ندارند, زودتر, خبردار, خوبم, ایشان, زمانی, راهنمایی, خوبش, آقای, مقدسی, بنا, امثال, کنند, خوبتر, شروع, جایگاههای, بالایی, بگذارم, نتوانستم, چیزهای, بسپارم, چگونه, میگیری, آموزم, بهتر, نگویم, توانستم, ببخشم, منیت, هشت, قناعت, پیشه, پرخاشگر, عصبانی, نیستم, احترامی, روم, بدون, دهم, آنروز, آخرین, باری, دژاکام, صحبت, شخصیتش, خوشم, ادامه, دار, طرد, مریمی, وجود, بگیرد, برایشان, دلقک, گلم, اوایل, جاهایی, خودداری, وادی, پنجم, عمل, رفتار, کردارشان, بدم, درست, راهم, پیدا, گفتند, دیوانه, نرو, حرفها, درمان, سایت, عمه, نداشتند, یکدفعه, برو, ببین, خبره, بروم, ببینم, طور, هستند, خاشگری, شبها, دیر, خیابان, بازداشتگاه, تصادف, خاط, مستی, پولم, شخصیتم, وقتم, چیزم, فهمید, بدبختی, دارد, نمیداند, جریان, سالها, آوردم, منجلاب, غوطه, دیگرم, ارث, پدری, دود, دوی, کراک, داغون, عین, خیالم, آمدند, رها, شدند, زیادی, جواب, روزم, مسکنی, قوی, حالتهای, زود, بیرون, بکشم, آرامم, قیافه, تابلو, ناچار, پشیمانی, ندارد, طلاهایم, فروختم, منزل, خرید, بدهد, وضعیتم, خسته, یکروز, بکش, ترک, یکبار, اصلا, زدم, چراکه, پیچه, عایدم, نشد, چهار, پنج, گوشم, دستور, تیغ, بردار, هوش, دربیمارستان, مشغول, بخیه, زدن, پایین, بریده, بودی, توانستی, بخت, نمیشدم, اهل, خلاف, تااینکه, باورم, دانستم, کشیدن, قدمیست, فرورفتن, گودال, عمیق, مدتی, عزیزم, نتوانست, طاقت, بیاورد, توجیه, بیاورم, نشسته, بودیم, خوردیم, اکس, معرفی, بخور, خوبه, ترسیدم, بالاخره, ترسم, ریخته, کامل, فردای, بخورم, خوشبختانه, راهیه, بیمارستان, نخوردم, روزگار, کام, نوجوانی, گذاشتم, افرادی, دنیای, گشتم, نفهمیدم, غذای, بابام, باشم, غذا, خورم, چاق, شوم, پسر, دنیا, نوگلی, سوگلی, ساله, گرفت, مدرسه, نصیحت, اسمت, باش, برآید, لاجرم, نشیند, بزنم, خوشی, ناخوشی, بدبختیها, خوشبختی, بیچارگیها, ناامیدیم, گذاشتند, عجیب, هجران, غمگینو, اشکم, بهانه, پناه, بنده, مگر, گناهم, محکومم, صدایی, غصه, مال, بدان, کرانه, خدای, میرم, بینم, قلم, نیکی, فیروزکوهی, مرد, میشوند, ترس, وهم, سرانجامِ, نبودن, عمقِ, هاست, حضورت, منه, همیشه, مرضیه, هوا, سرده, دوری, پره, ابرا, اسمون, خودنمایی, میکنند, مهمون, چشمام, یکشنبه, منزلگه, اندوه, وبد, گمانی, آشوب, عشقی, ناگهانی, چهره, جوانی, رویم, منوچهری, دامغانی, گویی, پیرهن, شاخ, خنک, جانب, خوارزم, وزان, خیزید, آرید, هنگام, شايدم, دلگير, داند, نقاشان, نظير, شاعرهای, بادِ, وحشی, زردی, متولدِ, پاييزم, شهریار, چنان, ذوق, نشاط, گوئی, بهار, شبابست, قضا, گشوده, پرده, خاطرات, انگیز, گوشوار, دلاویز, نرسد, گرچه, فلک, آویز, گلستان, ریاخیز, طعنه, شیراز, میزند, تبریز, فصلها, میچمد, خونیست, سربه, برویش, زچشمش, شعری, پاییزی, هدیه, عزیز, تمامهیاهوی, تابستانی, هیاهو, هیجان, خنکای, داده, دلمان, گرمایش, چاره, ماییم, رفیق, دیرینه, مولانا, حشر, تابنده, گلزار, پرخنده, وان, مردگان, زنده, نوزدهم, مهدی, چمد, خونی, رویش, چشمش, نومیدان, رهگذاری, بروید, نروید, بافته, شعله, تار, پودش, اینش, شولای, عریانی, ساز, باران, سرودش, غمناکش, تنهاست, ابر, پوستین, نمناکش, آسمانش, میکردم, امسال, تحمل, نبودنت, پایِیز, ندارم, نفسهایی, کشیده, میشود, قول, شهامت, میخواهد, بخندی, حادثه, پرم, میرسم, تلویزیون, میدهد, کاناپه, تماشا, دستهایم, محکمتر, بده, نازنینم, جدایی, شرط, بسته, براستي, اندازه, شرايطي, فراهم, كرده, ايم, آسودگي, بسر, ببريم, مورد, شرايط, اطراف, خويش, بيانديشيم, ضرب, المثل, ژاپني, نيازمند, چنين, هستيم, سبب, قلاب, صيد, انديشه, پرداخته, افكاري, اضطراب, افسردگي, تشويش, نگراني, تواند, شروعي, انديشيدن, هنگامي, آدمي, قطره, ميان, امواج, سوي, سواحل, پيش, رود, كمتر, قرار, گيرد, اندکی, تأمّل, لغت, تحجّد, عبادت, ماندن, خواند, قرآن, الیل, فتحجد, تکه, نمیخوانید, تکّه, داشته, خیر, مخصوصا, محیط, طبیعی, مساعد, بام, توی, باغچه, حیاط, تاریک, مهتابی, جوی, حالتی, بیاید, واقعا, پرواز, الطیران, مبیّن, متاسفانه, زندی, فرصتها, نبرد, ازدحام, آراء, بوده, دهد, حاصل, افکار, نتیجه, فضای, دقیقه, توانید, بنگرید, عصر, دویده, گیرد, تقصیر, ندارید, بدنتان, ندگیهای, امروزه, قرن, حاضر, کشور, هیچگاه, قدر, اوریم, همینکه, هستیم, جمعیم, زیرا, تفکرات, آنجا, آورده, ایم, محض, خوابمان, جوری, مجال, زندگیمان, باشیم, مــــن, آنکــه, چـو, مـــن, آنکـه, ازو, جــــــدا, جــــدا, چشــــم, ســـــویی, باده, سبویی, تــــر, کـــــنم, گـلـــــــویی, آشنــــــا, ســــــتاره, هــــا, نهـــــــفتم, آسمـــــان, ابــــری, دلــــــم, هـــــوای, گریــه, رهــــا, همون, میگذاشتی, میشه, نتونی, برگردی, چِــقَدرسَختہ, نَبــودَنش, آمــآ, دآنَــد, دلــــم, نـَبودنـَش, رآبآعَکــسَش, میگُــذرآنـَم, ازجُــدآیی, مـیگــویَــد, دلـِــ, ــم, هِــزآرپـآره, شَــود, تـــَمآم, لَــحظِہ, هــآیم, تِکـــرآری, وتَلــخـَند, همگی, بلاگ, mylifenotebook, تهیه, گرد, اوری, ذکر, کپی, بفرمایید, مطلب, خواهیم, اورد, ارسال,
Text of the page (random words):
د اوری شده اند لطفا با ذکر منبع کپی بفرمایید قایقت شکست پارویت را آب برد تورَت پاره شد صیدت دوباره به دریا برگشت غمت نباشد چون خدا با ماست هیچ وقت نگو از ماست که برماست بگو خدا با ماست اگر قایقت شکست باشد دلت نشکند دلی را نشکنی اگر پارویت را آب برد باشد آبرویت را آب نبَرَد آبرویی نبری اگر صیدت از دستت رفت باشد امیدت از دست نرود امید کسی را ناامید نکنی امروز اگر تمام سرمایه ات از دستت رفت دستانت را که داری خدایت را شکر کن دوباره شکر کن اگر چیزی به دست نداریم دست که داریم دوباره به دست می آوریم دوباره می سازیم و دوباره به دست می آوریم دوباره می خریم و دوباره می خندیم نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن ۱۳۹۷ ساعت 22 13 توسط ققنوس برزخی اونِـــمی دانـَد وقـــتی نیستـــ اونِـــمی دانـَد وقـــتی نیستـــ تـــَمآم لَــحظِہ هــآیم تِکـــرآری وتَلــخـَند نِـــمیدآنـَد وقـــتی ازجُــدآیی مـیگــویَــد دلـِــ ــم هِــزآرپـآره مـی شَــود نِـــمیدآنـَد ثـآنـیہ ثـآنـیہ نـَبودنـَش رآبآعَکــسَش میگُــذرآنـَم نِـــمیدآنـَد آمــآ دلــــم مـی دآنَــد چِــقَدرسَختہ است نَبــودَنش برچسب ها وقتی که نیست نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 32 توسط ققنوس برزخی گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نسیت گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نسیت چون باعث میشه نتونی به جایی برگردی که از همون اول هرگز نباید قدم میگذاشتی برچسب ها خراب کردن پل ها عاشقانه دستنوشته خودکشی نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 31 توسط ققنوس برزخی عشق سوزان قیامت نبسته ام به کس دل نبســـــته کس به من دل چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا رهـــا من ز مــــن هر آنکــه او دور چـو دل به سینه نزدیک به مـــن هر آنکـه نزدیک ازو جــــــدا جــــدا من نه چشــــم دل به ســـــویی نه باده در سبویی که تــــر کـــــنم گـلـــــــویی به یاد آشنــــــا من ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــری دلــــــم گرفته ای دوست هـــــوای گریــه با من نبسته ام به کس دل نبســـــته کس به من دل چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا رهـــا من برچسب ها عشق سوزان قیامت نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 3 59 توسط ققنوس برزخی اهمیت تنها بودن و تفکر در تنهایی زندگی های ما یک جوری است که مجال تنهایی از ما گرفته شده است ما کم پیش می آید در زندگیمان تنها باشیم به محض اینکه تنها می شویم همان موقع خوابمان می برد و وقتی هم که تنها می شویم برای خودمان آن قدر فکر می اوریم که همینکه تنها هستیم گویا در جمعیم زیرا هنوز هم تفکرات آنجا را با خود آورده ایم خیلی خوب است که آدم تنها باشد ز ندگیهای امروزه ما هم به دلیل شرایط قرن حاضر و هم شرایط کشور خودمان طوری شده است که ما هیچگاه فرصت تنهایی نداریم یعنی شب که در فضای باز باشید دو دقیقه نمی توانید به آسمان بنگرید از بس صبح تا عصر دویده اید خوابتان می گیرد تقصیر هم ندارید بدنتان به شما فشار می آورد و خوابتان می برد خوابتان هم نبرد ازدحام آن آراء و نظرات که از صبح تا این موقع بوده اجازه نمی دهد که تنها باشید اما هر وقت برای شما یک چنین تنهایی حاصل آید افکار شما خیلی سریع به نتیجه می رسد خیلی هم واضح است نمی دانم تجربه داشته اید یا خیر مثلا شب مخصوصا جایی که محیط طبیعی هم مساعد باشد مثلا روزی پشت بام یا توی باغچه یا حیاط تاریک و یا مهتابی یا لب جوی آب اگر یک چنین حالتی برای انسان پیش بیاید واقعا فکر آدم پرواز می کند سریع الطیران می شود به نظرات واضح و مبیّن می رسد اما متاسفانه زندی ما طوری است که به این فرصتها کم تر دست می آوریم لغت تحجّد به معنای عبادت در شب نیست بلکه به معنای بیدار ماندن است نمی خواهم بگویم که نماز شب نباید خواند بلکه می گویم قرآن می گوید و من الیل فتحجد یعنی یک تکه ای از شب را بیدار باشید اگر نماز شب هم نمیخوانید یک تکّه ای از شب را بیدار باشید در کار و بار خود اندکی تأمّل و تفکر کنیم برچسب ها اهمیت تنها بودن نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 3 57 توسط ققنوس برزخی تنهايي آشيانه تفكر است هنگامي كه آدمي همچون قطره اي در ميان امواج انسان ها به سوي سواحل زندگي به پيش مي رود كمتر فرصت مي يابد تا در تنهايي قرار گيرد تنهايي با آرامش مي تواند شروعي براي انديشيدن باشد تنهايي با اضطراب و افسردگي تنها تشويش و نگراني را به همراه خواهد داشت تنهايي به همراه آرامش سبب مي شود انسان با قلاب تفكر به صيد انديشه هاي نو پرداخته و به افكاري نو دست يابد براستي تا چه اندازه در زندگي شرايطي را فراهم كرده ايم كه لحظاتي كوتاه از عمر خود را در تنهايي و آن هم با آسودگي خاطر بسر ببريم و لحظاتي هر چند كوتاه در مورد زندگي و شرايط اطراف خويش بيانديشيم و به گفته يك ضرب المثل ژاپني تنهايي آشيانه تفكر است و همه ما نيازمند چنين آشيانه اي هستيم برچسب ها آشيانه تفكر نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 3 56 توسط ققنوس برزخی کاش میشد چشمانم را می بستم کاش میشد چشمانم را می بستم و اول زمستان باز میکردم امسال بی تو تحمل نبودنت را در پایِیز ندارم _________________________________________________________ مهم نیست عمر کوتاه باشد یا بلند مهم مهم نفسهایی ست که بی تو بلند و با تو کوتاه کشیده میشود _________________________________________________________ به قول فروغ شهامت میخواهد سرد باشی و گرم بخندی آنقدر از حادثه پرم که وقتی به خانه میرسم تلویزیون لم میدهد روی کاناپه تا مرا تماشا کند _________________________________________________________ دستهایم را محکمتر فشار بده نازنینم اینجا خیلی ها سر جدایی تو و من شرط بسته اند برچسب ها کاش میشد نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 4 38 توسط ققنوس برزخی پاییز چیست پاییز چیست آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران سرودش باد جامه اش شولای عریانی ست ور جز اینش جامه ای باید بافته بس شعله زر تار پودش باد گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد باغبان و رهگذاری نیست باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ور به رویش برگ لبخندی نمی روید باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی خنده اش خونی ست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن پادشاه فصل ها پاییز مهدی اخوان ثالث م امید برچسب ها پاییز چیست نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22 20 توسط ققنوس برزخی به نام پاییز گلزار را پرخنده كن وان مردگان را زنده كن مر حشر را تابنده كن هين العيان هين العيان مولانا به نام پاییز تابستان با تمامهیاهوی خودش تمام شد و جای خودش را به پادشاه فصل ها داد تابستانی گرم ولی پر از هیاهو و هیجان جای خودش را به خنکای فصل پاییز داده است دلمان برای گرمایش تنگ می شود ولی خب باید رفت چاره ای نیست حالا ماییم و رفیق دیرینه خودمان پاییز چند خط شعری پاییزی هدیه من به شما دوستان عزیز است چشم در راه بهاری نیست گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ور برویش برگ لبخندی نمی روید باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی خنده اش خونیست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن پادشاه فصلها پائیز اخوان ثالث بیا که طعنه به شیراز میزند تبریز شب است و باغ گلستان خزان ریاخیز ستاره گرچه به گوش فلک شود آویز به گوشوار دلاویز ماه من نرسد گشوده پرده ی پائیز خاطرات انگیز به باغ یاد تو کردم که باغبان قضا بهار عشق و شبابست این شب پائیز چنان به ذوق و نشاط آمدم که گوئی باز شهریار به نام پاییز من متولدِ پاييزم فصل ِ زردی فصل ِ بادِ وحشی فصل ِ شاعرهای پير فصل ِ نقاشان بی نظير کس چه می داند شايدم بس دلگير م آزاد خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است منوچهری دامغانی پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی پشت سر آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام منزلگه اندوه و درد وبد گمانی کاش چون پاییز بودم فروغ برچسب ها به نام پاییز نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲ ساعت 2 23 توسط ققنوس برزخی تموم خنده هام شده لبخند رو لب هات تموم خنده هام شده لبخند رو لب هات تموم اشک ها مهمون چشمام وقتی دلت گرفته دلم گرفته از همه وقتی نیستی ی لحظه دلم پره از ابرا از اسمون از ستاره ها وقتی نیستی خودنمایی میکنند تموم من هوا چقدر سرده وقتی دوری از من حضورت با منه همیشه مرضیه برچسب ها لب هات نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16 41 توسط ققنوس برزخی تردید تردید مرد ها میروند زن ها میروند آغوش ها خالی میشوند خالی لحظه ها پر از آغوش می شوند عشق در تردید تردید در عشق ترس هم آغوشی هم آغوشی هایِ پر وهم قصه ی بی سرانجامِ نبودن هایِ تلخ یاد آور عمقِ تنهایی انسان هاست همین به قلم نیکی فیروزکوهی تردید برچسب ها تردید نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16 40 توسط ققنوس برزخی بچها یادتون نره منو لینک کنید بچها یادتون نره منو لینک کنید خیلی از دوستان رو لینک کردم ولی بعد میرم می بینم منو لینک نکردن نوشته شده در جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23 39 توسط ققنوس برزخی خدایا اینجا ختم کلمه خدای من عجیب است این غم هجران برایم دلم غمگینو اشکم بی بهانه است خداوندا من اینجا بی پناهم کمک کن ای پناه بی پناهم کمک کن که بنده بی پناهم خداوندا مگر کردم گناهی اگر باشد گناهم بی گناهی اگر محکومم از هر بی گناهی خداوندا چرا تو بی صدایی خدایا من اگر غصه ای دارم فقط مال خودم نیست قصه دارم خدایا اینجا ختم کلمه بدان حرفی دارم تا بی کرانه نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18 54 توسط ققنوس برزخی از قدیم گفته اند از قدیم گفته اند حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند من هم می خواهم حرف دلم را بزنم از خوشی ها و ناخوشی هایم از بدبختیها و خوشبختی هایم از بیچارگیها و بی کسی هایم از ناامیدیم از حرفهای مردم از پدرم و برادرم که تنهایم گذاشتند می خواهم از همه چیز بگویم در یک خانواده ی گرم و خوش بعد از سه پسر به دنیا آمدم نوگلی و سوگلی پدرم و برادرانم بودم وقتی شش ساله شدم پدرم دستانم را گرفت و به مدرسه برد در راه نصیحت هایی را برایم زمزمه کرد و گفت دختر باید سنگین باشد تو باید مثل اسمت پاک و مقدس باشی مریم باش از این حرف پدرم چیزی نفهمیدم تنها کاری که کردم خوردن غذای زیاد بود و می گفتم بابام گفته سنگین باشم غذا می خورم که چاق و سنگین شوم روزگار به کام بود همه چیز خوب و خوش بود تا اینکه پا به سن نوجوانی گذاشتم من اولین اشتباه زندگیم را انجام دادم و با افرادی دوست شدم که با آنها به دنیای تاریکی وارد گشتم پدرم تنها سیگار می کشید و فکر می کردم برادرانم هم اهل سیگار و مواد و خلاف نیستند تااینکه دست یکی از آنها سیگار دیدم باورم نمی شد آن زمان نمی دانستم سیگار کشیدن او اولین قدمیست برای فرورفتن در گودال عمیق تاریکی ها پس از مدتی مصرف سیگار او تبدیل به تریاک شد تریاک تبدیل به قرص شد و قرص باعث شد من برادر عزیزم را از دست بدهم و بعد از مرگ برادرم پدرم نتوانست طاقت بیاورد و دق کرد بعد از مرگ آن دو حرفهای مردم و خیلی توجیه های دیگر باعث شد که من به همراه دوستانم به مشروب روی بیاورم مشروب که می خوردم خوب و خوش بودم دیگر چیزی برایم مهم نبود تا اینکه یک شب که با دوستانم نشسته بودیم و مشروب می خوردیم یکی از آنها قرص اکس را به من معرفی کرد و گفت بخور خیلی خوبه من می ترسیدم اما بالاخره یک چهارم از قرص را خوردم خوب بود دیگر ترسم ریخته بود این باعث شد که یک قرص کامل را فردای آن روز بخورم و خوشبختانه حالم بد شد و راهیه بیمارستان شدم و از آن روز به بعد دیگر قرص نخوردم خانواده و کار و در کل تمام زندگیم شده بود مشروب و دوستانم خیلی کارها کردم و دروغ های زیادی هم گفتم به جایی رسیده بودم که مشروب دیگر جواب حال و روزم را نمی داد این شد که با تریاک آشنا شدم تریاک به من آرامش می داد مسکنی قوی برای حالتهای عصبی من بود همراه تریاک شیره هم مصرف می کردم صبح زود از خانه بیرون می رفتم که شیره بکشم دیگر شیره هم آرامم نمی کرد قیافه ام تابلو شده بود کارهایی به ناچار می کردم که الان چیزی جز پشیمانی برایم ندارد طلاهایم را فروختم حتی برای منزل دوستم خرید می کردم که اجازه بدهد در خانه اش شیره مصرف کنم از این وضعیتم خسته شده بودم تا یکروز دوستم گفت بیا شیشه بکش و تریاک را ترک کن فقط یکبار کشیدم و ای کاش که اصلا لب نمی زدم چراکه وقتی کشیدم جز دل پیچه چیزی عایدم نشد چهار یا پنج ساعت بعد از مصرف شیشه نمی دانم چه کسی در گوشم زمزمه کرد و دستور داد که تیغ را بردار کمی بعد که به هوش آمدم خود را دربیمارستان دیدم دکتر مشغول بخیه زدن دستم بود و می گفت اگر کمی پایین تر و بیشتر بریده بودی دیگر نمی توانستی دستت را حرکت بدی چقدر بد بخت بودم که راضی نمیشدم نه بگویم از این جریان سالها می گذرد و هنوز هم متوجه نشدم چه چیزی باعث شد که این کار را انجام بدهم دوباره به مشروب روی آوردم و خوردن الکل به دو برابر هم رسیده بود گه گاهی هم تریاک می کشیدم آنقدر در منجلاب غوطه ور بودم که متوجه نشدم دو برادر دیگرم ارث پدری را دود کرده بودند هر دوی آنها به شیشه و کراک معتاد شده بودند تنها کسی که بیشتر از همه داغون می شد مادرم بود اما من عین خیالم نبود آنقدر خودم را گم کرده بودم که متوجه نشدم کی برادرانم به کنگره آمدند و کی هم رها شدند بعد از رهایی برادرانم مادرم فهمید دختر بدبختی هم دارد مادرم فقط از مصرف مشروب من خبر داشت و تا امروز هم چیزی از مصرف تریاک و من نمیداند خیلی عصبی شده بودم و پر خاشگری می کردم شبها تا دیر وقت در خیابان مست مست بودم و به همین خاطر هم به بازداشتگاه رفتم و هم تصادف کردم به خاط مستی پولم شخصیتم وقتم و همه چیزم را از دست دادم تا اینکه برادر زاده ام که درمان شده بود من را با سایت کنگره آشنا کرد و به من گفت عمه تو که معتاد نیستی و چیزی هم مصرف نمی کنی برادرانم و برادر زاده از مصرف مواد من خبر نداشتند بیا یکدفعه برو کنگره ببین چه خبره محرم بود با خود گفتم بروم ببینم برادرانم با آن حال خراب و کارهایی که می کردند چه طور الان خوب خوب هستند به دوستانم گفتم آنها به من گفتند تو دیوانه ای نرو و از این دست حرفها روز اول مست به کنگره آمدم آنروز آخرین باری بود که در محرم مشروب خوردم با جناب مهندس دژاکام صحبت کردم خیلی از شخصیتش خوشم آمد از آن روز به بعد آمدم و آمدم فکر نمی کردم ادامه دار باشد دوستانم مرا طرد کردند خوب چون دیگر مریمی وجود نداشت که مشروب بگیرد و برایشان دلقک شود در عوض کنگره به من راهنمای گلم خانم روجا را داد دوستان خوب داد حال خوش داد اوایل سفرم جاهایی می رفتم که نباید می رفتم یعنی خودداری وادی پنجم را باید عمل می کردم اما وقتی رفتم رفتار و کردارشان را دیدم جا خوردم به خودم گفتم من هم این کارها را می کردم از خودم بدم آمد اما برای یک لحظه حرکت درست را انجام دادم چرا که راهم را پیدا کرده بودم الان هشت ماه از سفرم می گذرد خیلی حالم خوب است قناعت پیشه کرده ام دیگر پرخاشگر و عصبانی نیستم به مادرم بی احترامی نمی کنم هر جایی نمی روم هر کار را بدون فکر انجام نمی دهم مهم تر از همه نه گفتن را یاد گرفتم در کنگره نه تنها مواد و الکل را دیگر مصرف نمی کنی بلکه چگونه زندگی کردن را یاد میگیری من آموزم که بهتر زندگی کنم دروغ نگویم نه گفتن را یاد گرفتم از تاریکی ها وارد نور شدم توانستم خودم را ببخشم منیت را از خود دور کردم حرف زیاد داشتم ولی تا تصمیم گرفتم بنویسم نتوانستم خیلی چیزهای دیگر را بنویسم اما می خواهم آنها را به فراموشی بسپارم می خواهم زندگی خوبتر را شروع کنم می خواهم به جایگاههای بالایی قدم بگذارم از راهنمای خوبم خانم روجا خیلی تشکر می کنم ایشان در هر زمانی من هر کاری داشتم با راهنمایی های خوبش به من کمک می کند از جناب آقای مهندس خیلی خیلی تشکر می کنم که چنین مکان مقدسی را بنا کردند تا امثال من بیایند تا به رهایی برسند و حال خوش را تجربه کنند امیدوارم کسانی که هنوز از این مکان مقدس و امن اطلاعی ندارند هر چه زودتر خبردار شوند بیایند و به رهایی برسند همچنین امیدوارم پدرم که زمان مرگش از من راضی نبود راضی باشد و ببیند که دخترش تصمیم گرفته مریم پاک و سنگین باشد چقدر سخت است که آدم ها بدانند پدر و مادرشان از آنها راضی نیستند پدرم مرا ببخش منبع وبلاگ خانم راد نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17 6 توسط ققنوس برزخی دختری به نام ایران دویست و هفتاد روز بعد دختری به زیبایی ماه در خانه ای چشم به جهان گشود که پنجره ای رو به ماه نداشت پدر بزرگ اذان را در گوش او تلاوت کرد و به رسم سنت اسمش را ایران انتخاب کرد ایران دیگر عضو خانواده سنتی به حساب می آمد که مذهب را یدک می کشید دخترک شادی را برای خانواده به ار مغان آورد اما سالهای اولیه زندگیش همچون شادی بچه گانه اش به سرعت باد گذشت و حالا او دختر خانواده شناخته می شد در این روزها کسی آن طراوت روزهای اول را مدیون او نمی دانست چشم هایشان حصار زندگی ایران شد لذت سفر و هم نشینی با دوستانش فدای سنت خانواده اش شد حالا او که روزی شادی بخش خانه ای بی نور بود شب هایش با گریه غم دختر بودن می گذشت رمان ها و داستان های عاشقانه برایش حکمی برابر با ارتداد داشت وظیفه اش گذرندان زندگی با قوانینی سیاه بود و در این بین کسی نمی دانست که عقده هایش را در کجا خاک می کرد شلاق سنت روی تنش سنگینی می کرد و هم چون سرباز سربازخانه ای بی روح و متروک اضافه خدمت می خورد معنای سیلی گرم غیرت را خوب می فهیمد همان غیرتی که برای نرسیدن آزار و ناراحتی به او بود روحش سريعتر از جسمش پير ميشد و او براي بغض هاي زنا...
|